الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

109

الغدير ( فارسي )

قبل از او ، « ابن حزم اندلسى » در كتاب « الفصل » نسبت تناسخ را به سيد داده است و تو اى خواننده ! در صفحهء 329 - 322 جلد اول اين كتاب ، ابن حزم و جدلهاى وى را باز شناخته اى . امّا قول به رجعت از سنخ قول به تناسخ و حلول نيست ، زيرا كتاب و سنت به آن ناطق است همانطور كه تفصيل آن ، در كتب كلامى آمده است و تاليفات جداگانهء اعلام نيز ، متضمن اين مطلب هست . و آنكه وقوفى بر اخبار و اشعار و حجت آوريهاى سيد دارد ، مىداند كه ساحت وى ازين نسبتهاى ناروا دور است ، اگر اين دكتر از آن كسانى نباشد كه كوشش بسيار در محبّت خاندان پيغمبر و مهر ورزى و ستايشگرى و جانبدارى از آنان را سخافت داند . رفتار سيد با غير شيعه سيّد ، براى مخالفان خاندان پاك پيغمبر ( ص ) احترام و ارزشى قائل نبود و آنان را در همه جا ، به سختى انكار مىكرد و با زبان تندش با تمام توان و نيرو آنها را مىراند . و وى را در اين باره اخبارى است كه از آن جمله است : 1 - محمّد بن سهل حميرى ، از قول پدرش آورده است كه : سيد حميرى براى رفتن به اهواز ، بر كشتى نشست . مردى دربارهء تفضيل على با او به ستيز برخاست و با وى مباهله كرد . چون شب شد آنمرد براى بول كردن به كنار كشتى آمد ، سيّد او را در آب انداخت و غرق كرد كشتيبانان فرياد زدند : خداوندا ! اين مرد غرق شد ، سيّد گفت رهايش كنيد كه نفرين من او را گرفته است . 2 - سيد ، در اهواز بود . عروسى از خاندان زبير را براى اسماعيل بن عبد اللَّه بن عباس مىبردند . سيد صداى هياهوئى شنيد ، پرسيد : چه خبر است ، جريان عروسى را به وى گفتند و او سرود كه : عروسى در محمل گنبدين بر استر بسته اش ، از كنار ما گذشت . وى از خاندان زبير و از دختران آنكس است كه حرام كعبه را حلال كرد ( 1 )

--> ( 1 ) - يعنى عبد اللَّه بن زبير كه در بيت اللَّه الحرام متحصن شد و در آن قتال كرد .